Samsum Kashfi:

 

 

 

 

 


  دکتر محمّد برقـعـی


 

 


سیاست‌های احمدی‌نژاد برای جذب سبزها


آقای احمدی‌نژاد در تلاش است که نیروهای جوان و متجدد جامعه را که بدنه اصلی حمایت کنندگان «جنبش سبز» و همچنین بخش متجدد جامعه را که از حکومت مذهبی به جان آمده‌اند تشکیل می‌دهند جذب کند. به برداشت او عمده جمعیتی که در «جنبش سبز» جمع شده‌اند نه از سر علاقه به «جنبش سبز» که از سر نارضایتی از وضع موجود به آن پیوسته‌اند و علل اصلی آن را نیز چنین تصور می‌کند.



۱ ـ جوانان خواستار آزادی در انتخاب پوشش و نوع رفتار و تفریح خود هستند و نه آزادی بیان و فعالیت سیاسی؛ آنچنان که بسیاری از مذهبیون سنتی و عمده مردم محروم درباره خواست‌های جوانان تحصیلکرده شمال شهری تصور می‌کنند.


۲ ـ بخش وسیعی از جامعه که هویت ایرانی‌شان قوی است بر آن هستند که اسلام آخوند‌ها عربی است و فرهنگ عربی روحانیون هویت ایرانی آن‌ها را به خطر انداخته است؛ از مخالفت حکومت با سرود «ای ایران»، قصدش در ویرانی آثار باستانی، رایج کردن هرچه بیشتر لغات عربی به ویژه در مسایل حقوقی گرفته تا خواندن این همه آیه و حدیث به زبان عربی در رادیوها و تلویزیون‌ها و بالاخره حمایت شدید حکومت از لبنان و غزه و بازسازی آن‌ها در حالی که هنوز شهر خرمشهر درست بازسازی نشده و شهر بم نیز نیمه ویرانه باقی مانده است.


۳ ـ نارضایتی عمومی از روحانیت؛ روحانیتی که نشان داده چندان هم روحانی نیست و به آسانی انسان‌ها را می‌کشد و معترضین را به سختی تنبیه می‌کند؛ فساد آنان به ویژه حکومتیانشان فراگیر است و در یک کلام ویران شدن تمام تصویر زیبایی که از روحانیت بود تا جایی که نسبت به سرکوب مرجعیت و حوزه، که روزگاری قد‌است داشت، بی‌تفاوت شده است.


به این ترتیب آقای احمدی‌نژاد اکنون بر آن است که با ارایه برنامه‌هایی رضایت خاطر این جمع را تا حد ممکن فراهم آورد و این نارضایان را به سوی جبهه خود بکشد. در این راستا است که او و یارانش، از جمله آقای مشایی یا کلهر، چنین تلاش‌هایی می‌کنند.


۱ ـ صحبت از آسان‌گیری در مورد حجاب، آزاد کردن و بلکه تشویق خوانندگان معروف به لوس‌آنجلسی به رفتن به ایران، آسان‌گیری در مورد حضور جوانان در میدان‌های ورزشی برای تماشای مسابقات و حتی فوتبال بازی کردن، آسان‌گیری در مورد پوشش و یا روابط جوانان در خیابان‌ها و پارک‌های عمومی؛ تا جایی که داد روحانیت را بر آورده است.


۲ ـ برپایی کنفرانس کوروش و مطرح کردن این نکته که این پادشاه صاحب نام ایرانی چنان مهم بوده است که در قرآن هم بعنوان ذوالقرنین از او یاد شده و بعد هم در سخنرانی‌ها مرتب از ایرانی و غرور ایرانی و ملت ایرانی گفتن بجای ملت یا امت اسلام؛ حتی گاه تا مرز شوونیستی و تعصب ایرانیت رفتن.


۳ ـ هیچ گاه به روحانیت روی خوش نشان ندادن در حدی که تصور بسیاری بر آن است که او و یارانش در سپاه در اولین فرصت بساط روحانیت را برخواهند چید. وی نشان داده است که برای هیچ روحانی احترامی قایل نیست و حتی به آسانی حرمت خانواده خمینی را هم می‌شکند. ممکن است گفته شود که این امر با ادعاهای احمدی‌نژاد در مورد هاله نور، و این که مورد توجه ویژه امام زمان است و با تکیه‌ها و هیات‌های عزاداری رابطه تنگاتنگ دارد نمی‌‌خواند بطوری که می‌توان پرسید آیا ایمان ادعایی او به این مسایل ظاهرسازی است؟ خاصه این که صحبت از یک فرد نیست بلکه صحبت از مجموعه‌هایی است که بسیاریشان تازه هم‌ مذهبی نشده‌اند و در جبهه‌ها هم با تکیه بر مذهب جنگیده‌اند. این سوء تفاهم حاصل نشناختن فرهنگ مداحان و یا نوحه‌خوان‌‌ها ست؛ مذهبیونی که بیشترین نفوذ را در چند سال گذشته پیدا کرده‌اند و این قدرت آنان از فعالیتشان در جبهه‌های جنگ آغاز شد. زیرا اینان با صدای خوش و تسلطشان در هنر تحریک و تهییج جامعه در تمام این سال‌ها وسیله تبلیغاتی بزرگی برای حکومت بوده‌اند؛ همان نقشی که قلندران و درویشان در دوران صفوی داشتند.


نوحه‌خوانان و مداحان ویژگی مهمی دارند. آن‌‌ها از توده‌ها هستند؛ کم سواد و بی‌فرهنگ، بسیار خرافاتی و در انجام مسئولیت و احکام دینی آسان‌گیر. آن‌‌ها اعتبار اجتماعی چندانی ندارند لذا بسیاری از آنان از دروغگویی و تقلب چندان پروایی ندارند؛ متظاهرترین مردم هستند؛ همان‌گونه که موفقیت در شغلشان بستگی به درجه هنر آنان در تظاهر کردن از جمله گریه دروغین کردن است.


رابطه آنان با روحانیت مانند رابطه آقا و نوکر است بر مبنای یک نیاز دو جانبه. به این ترتیب که نوکر در جمع سخت اظهار سرسپردگی و اطاعت می‌کند ولی در عمق وجود نسبت به آقا حسادت و گاه نفرت دارد، به ویژه که اینان با سطوح بالای روحانیت سر و کاری ندارند و روحانی محل را هم که از نزدیک و بطور تنگاتنگ می‌شناسد چندان پاک‌تر از خودشان نمی‌دانند.


همه این ویژگی‌ها در خود آقای احمدی‌نژاد و بیشتر سپاهیان و یاران نزدیک او نیز دیده می‌شود؛ آدم‌هایی خرافاتی، کم اطلاع، سهل‌گیر در مراعات مسایل شرعی، دارای اعتقاد ابزاری به ساختار قدرت مذهبی و در عین حال بی‌تجربه به هرگونه اصلاح دینی، بی‌اطلاع از تاریخ ایران و در ضمن علاقمند سطحی و هویتی به آن. از این جهت آنچه او می‌کند ریشه واقعی در وجود وی و بیشتر یارانش دارد. توجه شود که پس از پیروزی در دور نهم ریاست جمهوری، رییس دانشگاه اصفهان فاش کرد که آنان سال‌ها روی تکیه‌ها و هیات‌های عزاداری و نهاد‌های مشابه کار کرده بودند و اعضا و نیروهای این گونه نهاد‌ها را در جهت خواسته احمدی‌نژاد سازمان داده و هم آهنگ کرده بودند و ما می‌دانیم که چنین مجموعه‌هایی همیشه پایگاه لباس شخصی‌ها و بخش سرکوب بسیج بوده و هستند.


گفتنی است که به دلیل همین سطحی‌نگری‌ها و بی‌اطلاعی و نیز برخورداری از هنر تظاهر است که این افراد همه اقشار اجتماعی را نیز چون خود می‌بینند؛ از جمله تمام خواسته‌های جوانان را در تفریح و آزادی روابط می‌دانند و تمام دلبستگی به تاریخ ایران و هویت دیرپای آن را نمایشی و سرگرمی تصور می‌کنند و تمام اعتراضات به حکومت دینی را در ریاکاری و یا خشونت و فساد حاکمان می‌‌دانند نه در اشکال تسلط دین خوب یا بد بر حکومت. از این روی تمام چاره‌جویی‌های احمدی‌نژاد سطحی و نمایشی است و عموما در هنگامی که در تنگنا می‌ماند برای گریز از پاسخ به قول معروف فیل هوا می‌کند و چون تصور او از انسان تصور سطحی بودن و متظاهر بودن است لذا راه‌حل‌هایش هم چنین است و بر این مبنا می‌اندیشد که بخش وسیعی از طرفداران «جنبش سبز» را می‌تواند یا جذب کند و یا از شدت مخالفت آنان با خود و دولتش بکاهد.



تاریخ انتشار: ۰۶ تیر ۱۳۸۹ در سایت راه سبز