Samsum Kashfi:

 

 

 

 

 

اسطوره های مذهبی بلای جان حکومت دینی

جایگاه دین در جامعه

محمد برقعی

 

 

قرن هاست دو اسطوره مذهبی در تمام مراسم عزاداری شیعیان تکرار می شود تا نشان داده شود که شیعه برحق است و خلفا، حق اهل بیت پیامبر را به زور غصب کرده اند. جنبش سبز با استفاده بهینه از این دو اسطوره تمام ارکان اعتقادی حکومت جمهوری اسلامی را به لرزه انداخته و تخم شک و بدبینی نسبت به نظام را در دل همه شیعیان معتقد پراکنده است.

 

۱ـ اسطوره عاشورا

 

می دانیم که طبق روایات شیعه امام حسین با معدودی از یارانش در مقابل حکومت توانمند و جرار یزید ایستاد و آزادگی را در مقابل ذلتِ تسلیم به قدرت پذیرفت و لشکر یزید با نهایت خشونت تمام آنها را کشتند. جنبش سبز با گزینش عاشورا برای تظاهرات گسترده در مقابل حکومت، خود را در صف امام حسین و یارانش قرار داد تا لشکر یزید آنان را با خشونت تمام سرکوب کند.

نظام مستاصل از این تاکتیک سعی می کند جمعیت بی دفاع و توده های مردم را یزیدی بخواند و خود را حکومت حسین. اما اشکال این عکس العمل در آن است که امام حسین حکومتی نداشت و یزیدیان مردم بی اسلحه ای نبودند که در برابر حکومت به اعتراض برخاسته باشند. نظام چنان سر درگم شده که در شبکه خبر آن را به بهایی ها نسبت داده است.

 

۲ـ ستم بر اهل بیت پیامبر

 

باز طبق همین روایات شیعه، که هزاران هزار بار در منابر و هیات ها تکرار شده است، پس از دعوت پیامبر نیروهای نظامی که به دور خلفا جمع شده بودند حرمت حرم پیامبر را حفظ نکرده و به خانه حضرت علی عموزاده پیامبر و مدعی جانشین او حمله کردند و با انداختن ریسمان بر گردن او وی را کشان کشان برای گرفتن بیعت نزد خلیفه بردند، اما آنچه محکومیت این خلفا و حقانیت شیعه را غیرقابل تردید و تشکیک می کند آن است که آنان در این حمله به خانه ی حضرت فاطمه، همسر او و دختر پیامبر را کتک زدند و در خانه وی را بر پهلوی او شکستند و سبب سقط جنین بچه ی او شدند. بعد ها هم وارثان همین خلفا یعنی معاویه و یزید دو نوه پیامبر را کشتند. یعنی همین که حکومتی پاس احترام خانواده پیامبر، بنیانگزار دین اسلام را ندانستند، خود نشان می دهد آنان تا چه حد بیرحم و خونخوار و جاه طلب بودند که برای کسب قدرت حرمت هیچ کس حتی اولاد پیامبر را ندانستند.

در شب عاشورا یاسر نوه امام خمینی در جماران یا حسینیه امام خمینی، آقای محمد خاتمی را برای سخنرانی دعوت کرد و حکومتیان با حمله به خانه ی امام و نوه ی او آن مجلس را بر هم زدند که یعنی تکرار همان ماجرای حمله به خانه پیامبر، لذا رسانه های دولتی از سر استیصال و درماندگی نوشتند طرفداران میرحسین موسوی به این مجلس حمله کردند و با سوت و شعار مجلس را بر هم ریختند و در اثر مقاومت نیروهای مومن به حکومت از آنجا بیرون رانده شدند. به عبارتی یاران موسوی به سخنرانی آقای خاتمی حمله کردند و مانع صحبت او شدند ولی حکومتیان از آقای خاتمی حمایت کردند!

این استیصال و پراکنده گویی بسیار بدان سبب است که در شب های قدر  در ماه رمضان نیز آقای حسن خمینی که تولیت آستانه پدر بزرگ را دارد از آقای خاتمی دعوت کرد که در مجلس شب قدر که هر ساله بر سر مقبره امام خمینی برگزار می شود سخنرانی کند که با تهدید دولتیان، آن مجلس تعطیل شد و بعد هم تنی چند از مقامات دولتی و نمایندگان طرفدار دولت اعلام کردند که در بیت امام انحراف شده و باید آن را اصلاح کرد. گفتنی ست که در جریان آتش زدن عکس آقای خمینی هم بیت امام یعنی همین اولاد ایشان به نفع سران جنبش سبز جناح گرفته و اتهام دولتیان را به آنان رد کردند و در عمل این گناه را بر گردن حکومتیان گذاشته و بار دیگر فریاد آقای خامنه ای و یارانش را بلند کردند.

به دیگر سخن، بار دیگر، تکرار ماجرای حمله به اهل بیت و حرمت شکنی به اهل بیت بنیانگزار جمهوری اسلامی برای حفظ قدرت، لذا حال نوحه خوان ها و روضه خوان ها در عمل شدیداً سر در گم شده اند و نمی دانند چگونه در مجالس خود این اسطوره ها را تکرار کنند و از مردم اشک بگیرند و در عین حال ذهن مومنان را نسبت به حکومت بدبین نکنند. گردانندگان حکومت دینی به خوبی می دانند که با گذر زمان هر روز ذهن مومنان بیشتر به قیاس به این مسائل می پردازد و هر بار تکرار این اسطوره ها ضربه ای سنگین بر ذهن سرسخت ترین طرفدار مومن آنها می زند و در نتیجه هر روز از یاران مومن حکومت کمتر می شود و نیاز حکومت به نیروهای مزدور بی ایمانش بیشتر می شود و هر حکومتگری می داند که این تکیه گاه چقدر سست است و این گونه جماعت با اولین احساس خطر از میدان می گریزند.